نام محصول: قطب نمای مدیران توسعه بازار - چاپ اول

نویسنده/مترجم: پرویز درگی-
سال انتشار: 1396
قیمت: 35000 تومان
  • کد محصول: 9786006982649
  • نوع محصول: کتاب
  • دسته بندی: مباتي بازايابي انواع بازاريابي
  • وزن: 900 گرم

محصولات مرتبط

پيشگفتار تازه کار تدريس و مشاوره‌ي بازاريابي را شروع کرده بودم. براي آموزش به يکي از بزرگترين شرکتهاي صنعتي کشور رفتم، در آنجا متوجه شدم که واحد بازاريابي زيرمجموعه‌ي مديرفروش است و مافوق مديرفروش نيز معاونت فروش مديرعامل است. به عبارت ساده، واحد بازاريابي به پايين‌ترين سطح در حوزه‌ي فروش تنزل يافته بود، و اين برايم بسيار تعجب‌آور بود. بعد متوجه شدم در بسياري از شرکتها وضعيت همين است، پيشتر که رفتم متوجه شدم منظورشان از بازاريابي بيشتر جذب مشتري است و پس از اينکه مشتري را جذب کردند ايشان را به مديريت فروش و نيروهاي اجرايي فروش معرفي مي‌کنند و ديگر خودشان با او کاري ندارند. شايد کساني که اين نحوه‌ي چارت‌بندي را تنظيم کرده بودند خيلي مقصر نبودند. چون اولاً ساليان سال کشور ايران در فضاي بازارهاي انحصاري بود و خيلي جذب مشتري معنا و مفهوم نداشت، و ديگر اينکه بازاريابي ترجمه بسيار ناقصي از مارکتينگ بود و شايد به معناي تحت‌الفظي آن يعني يافتن بازار توجه شده بود. بعد از آن بود که پيشنهاد کردم براي ترجمه‌ي مارکتينگ، واژه‌ي امور بازار را به‌کار بگيريم، همچون امور مالي که به تمام مباحث حوزه‌ي مالي مي‌پردازد، ما هم امور بازار را به‌کار ببريم که تمام مباحث حوزه‌ي بازار شامل تحقيقات بازاريابي، استراتژي بازاريابي، فروش، صادرات، توزيع، برندينگ، تبليغ، ترويج، ارتباطات، قيمت‌گذاري، خدمات حمايتي و... را در بر مي‌گيرد. هرچند چون واژه‌ي بازاريابي به‌عنوان يک غلط مصطلح جا افتاده بود، خيلي پيشنهادات ديگر از جمله امور بازار مورد توجه قرار نگرفت. اما رفته‌رفته بازار به سمت رقابتي شدن حرکت کرد. پيشتاز اين حوزه صنايع غذايي بود، سپس بهداشتي، آرايشي و... . مديران آنها متوجه شدند که ادبيات و کارکردهاي بازارهاي انحصاري قابليت کاربرد در بازار رقابتي را ندارد و لازم است طرحي نو دراندازند. ژنرالهاي بنگاههاي اقتصادي متوجه شدند که کيفيت به اندازه‌ي گذشته ابزار پيش‌برنده‌ي وضعيت نيست، نه اينکه کيفيت هم نباشد بلکه، کيفيت يک نياز پايه شده است و مشتريان هر بازار هدف علاوه بر کيفيت خواهان وجوه تمايز ديگري براي انتخاب هستند. اينجا بود که مارکتينگ اهميت بسزايي يافت و کاتلر گفت علم مارکتينگ خيلي پيشرفت داشته است، اما تغييرات بازار از پيشرفت مارکتينگ بيشتر بوده است. اساتيد و مشاوران اصلح و حرفه‌اي مارکتينگ در ايران مورد توجه و مراجعه‌ي مديران ارشد بنگاههاي اقتصادي قرار گرفتند، تعداد شرکتهاي تحقيقات بازاريابي، مشاوره‌ي بازاريابي، آموزش بازاريابي در کنار شرکتهاي تبليغاتي زياد شد و البته بسياري از متخصصين اين حوزه نيز به صورت انفرادي فعاليت کردند و مي‌کنند. و در چارت سازماني شرکتها، مديريت بازاريابي و فروش شکل گرفت. اما يک ايراد بزرگ در اينجا وجود داشت که همچون باشگاههاي فرهنگي ورزشي کشورمان که عمدتاً کار ورزشي مي‌کنند و مقوله‌ي فرهنگ جزء کوچکي از فعاليت آنها است، در مديريت بازاريابي و فروش شرکتها نيز آنقدر مدير مربوطه درگير فعاليتهاي روزمره‌ي فروش مي‌شد که توجه به مارکتينگ (بازاريابي، بازارسازي، بازارداري) بسيار کمرنگ شده بود. متأسفانه هنوز هم بسياري از شرکتها در اين مرحله باقي مانده‌اند. اما تصور کنيد مديرفروش به‌عنوان راننده‌اي که در مسابقه‌ي رقابت بازار شرکت کرده است خودش مسئول تمام فعاليتهاي جانبي ديگر از جمله جاده‌سازي، هموار کردن جاده، جذب تماشاگر، تبليغات و... باشد، بديهي است ميزان دستيابي به موفقيت بسيار پايين خواهد بود. پس لازم بود که وظيفه‌ي جاده‌سازي و حفاظت از جاده‌ي موفقيت از وظيفه‌ي رانندگي در مسابقات بازار جدا مي‌شد. اينجا بود که واژه‌ي توسعه‌ي بازار مطرح شد و مديريت توسعه‌ي بازار به‌عنوان مديريتي که مسئوليت تمام فعاليتهاي سيستمهاي اطلاعاتي بازاريابي (پايگاه داده‌هاي اطلاعاتي، هوشمندي رقابتي و هوشمندي بازاريابي)، فعاليتهاي ترويج و ارتباطات (تبليغات، روابط‌عمومي، بازاريابي حسي، فروش حضوري، چاشنيهاي فروش، بازاريابي مستقيم و بازاريابي ميداني) را به عهده خواهد داشت. در راستاي دو رسالت اصلي اين مديريت که شناسايي و شناساندن است، بايد برنامه‌ريزي و اقدام کند. به زبان ساده، هدف اساسي مديريت توسعه‌ي بازار، مديريت برند فراگير (شامل برند بنيانگذار، برند شرکت، برند محصولات، برند کارفرمايي، برند کارکنان و...) است. پس مديريت فروش مسئوليت پيروزمنديهاي روزمره را به عهده دارد. او درگير نيروهاي اجرايي فروش و مهندسي کردن فروش است. او مي‌خواهد عدد و رقم فروش را بالا ببرد و وصول مطالبات خود را انجام دهد. پس نبايد درگير فعاليتهاي برند و تبليغات و تحقيقات و... باشد. اينها را مديريت توسعه‌ي بازار با نيروهاي حرفه‌اي خودش و بهره‌گيري از نظرات مشاوره‌ي بازاريابي و هدايت کلي مديران ارشد بايد به انجام برساند. ? ? مديريت برند همان‌طور که در پيشگفتار نوشتم هدف اساسي مدير توسعه‌ي بازار، مديريت برند جامع يا فراگير است. به عبارتي توجه جدي به خلق و حفاظت و حيات مجدد و ايجاد برند جديد مهمترين فعاليت و هدف مدير توسعه‌ي بازار است. اولين بار واژه‌ي برند فراگير را استاد بزرگ بازاريابي ايران جناب پروفسور روستا مطرح کردند و در ملاقاتي که با فيليپ کاتلر، پدر علم بازاريابي جهان داشتم اين موضوع را به ايشان عرض کردم که مورد استقبالشان قرار گرفت. مديريت برند فراگير تأکيد دارد که برند بنيانگذار يک بنگاه اقتصادي همواره بايد حفظ و ارتقا يابد، همچنان که جنرال الکتريک همواره ياد و نام اديسون به‌عنوان بنيانگذار را زنده نگه مي‌دارد. يا برند هانري فورد و... . متأسفانه در ايران کمتر به اين مهم توجه شده است و بسياري از مصرف‌کنندگان از بنيانگذاران برندها بي‌اطلاع هستند. برند بنگاه اقتصادي يا کمپاني در ايران بيشتر شناخته شده است، نظير برند ميهن، کاله، شيرين عسل، داتيس، مهيا پروتئين، رونيکس شوفاژکار و... . نکته‌ي مهم که مدير توسعه‌ي بازار بايد بداند مديريت خوشنامي و نيکنامي برند است و حفاظت از حقوق قانوني آن. اما در زماني که محصولات شرکت زياد مي‌شوند و مخاطبين هدف آن متفاوت، ديگر نمي‌توان نام شرکت و نام تمام محصولات را يکي کرد. هرچند هنوز کمپانيهاي بزرگ نظير سامسونگ و سوني از سياست يک اسمي براي تمام محصولات و شرکت استفاده مي‌کنند، اما اکثر شرکتهاي بزرگ جهان به دلايل متعدد از اين سياست فاصله گرفته‌اند. نظير پراکتراندگمبل که براي خميردندان داراي برندهاي متفاوت و متنوع است، در ايران نيز فومن‌شيمي داراي برندهاي متفاوت در حشره‌کش است. از اين رو، برندينگ محصولات متناسب با وجوه تمايز و تبليغات خاص خودشان بر مبناي استراتژيهاي بازاريابي آن محصولات معنا و مفهوم يافته و اجرايي مي‌شود. اصطلاح برند کارفرمايي از آنجا مطرح شد که دو شرکت در يک صنعت با يک ميزان حقوق و شرايط کاري تمايل به جذب نيروهاي جديد دارند، اما متقاضيان اصرار و علاقه دارند در يکي از آنها مشتري شوند، اين مفهوم برند کارفرمايي است. ولي برند کارکنان به فرهنگ و خصوصيات رفتاري و کرداري مشترک بين اعضاي خانواده‌ي کاري يک بنگاه اقتصادي اطلاق مي‌شود. پس مدير توسعه‌ي بازار با کمک مدير منابع انساني به اين نکات مهم بايد توجه کند. ممکن است مديرعامل و بنيانگذار دو نفر متفاوت باشند، پس برندينگ مديرعامل هم مهم است. و تمام نکاتي که سبب نيکنامي يک مديرعامل مي‌شود در اينجا مطرح مي‌شود. جالب است که حتي ممکن است لازم باشد با عنايت به ميراث مکاني، مدير توسعه‌ي بازار در مديريت برند شهري و کشوري هم برنامه‌ريزي و اقدام داشته باشد. براي مثال، نان برنجي کرمانشاه، باقلواي قزوين، گز اصفهان و... خاويار ايران، زعفران ايران، و... اشاره به شهر و کشور دارد که مي‌تواند به کمک برند فراگير آن مجموعه بيايد. ? برند و مباحث و موضوعات آن در طول اين سالها با اقبال فراواني روبه‌رو شده است. ديدگاههاي کاملاً متفاوت و گاه متناقض درباره‌ي برند، نشان از آن دارد که اين موضوع جديد به پژوهشهاي بيشتر نياز دارد. اين در حالي است که شرکتها هر يک به تناسب نوع نگاه و نگرش خود، برخي از ديدگاهها را به‌کار مي‌برند و قطعاً شاهد نتايج آن هستند. ميزگردي با عنوان "برند و برندسازي در ايران" در سال 1387 در دفتر نشريه‌ي توسعه مهندسي بازار برگزار شد که حاصل آن در نشريه‌ي مزبور، و بعدها در کتابي با عنوان "ميزگردهاي بازاريابي در ايران" چاپ و منتشر شد. ويژگي آن ميزگرد در آن بود که صاحبنظران افزون بر ارائه‌ي ديدگاههاي خود درباره‌ي برند، از منظر کشور ايران و جامعه‌ي خودمان به موضوع برند مي‌نگريستند. جالب است بدانيد که سه ديدگاه کاملاً مشخص در آن ميزگرد عنوان شد که عبارت بودند از: 1ـ در ايران برند نداريم 2ـ در ايران برند داريم 3ـ مي‌توانيم بپذيريم که تعداد محدودي برند ملي در ايران داريم. بديهي است چنين ديدگاههاي متنوع نشان از آن دارد که براي برند تعاريف متعددي وجود دارد و بر اين پايه، شاخصه‌هاي پذيرش برند از يک ديدگاه به ديدگاه ديگر کاملاً متفاوتند. تعريف برند تعاريف زيادي درباره‌ي برند داريم، اما برند به زبان ساده، اعتبار، هويت، نيکنامي يک فرد، يک محصول، يک سازمان، يک شهر، و حتي يک کشور است. مدير توسعه بازار بيش از ديگران مي‌داند که برندها با فکر و دل، موجوديت مي‌يابند. پس براي جا افتادن برند در روح، جان و قلب مخاطبان هدف، هم بايد طرح و نقشه‌ي درست و هم صبر و حوصله و اقدام داشته باشيم. برندها با پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک به وجود آمده، دوام و قوام مي‌يابند و مانا مي‌شوند. همان‌طور که يک پرنده با منقار کوچک خودش تکه‌هاي چوب را با صبر و حوصله انتخاب مي‌کند و با زحمت آنها را در شاخسار درختان و با دقت و مهندسي کنار هم قرار مي‌دهد، و چنان جامعيتي بين آنها ايجاد مي‌کند که در نهايت به يک لانه‌ي امن براي خودش و خانواده‌اش تبديل شود، برندها هم به مراحل تکوين نياز دارند. برند، مشهورِ مقبول شدن است. به نحوي که مخاطبان هدف، ما را بشناسند تا سهم ذهني مطلوب از ايشان گرفته باشيم. از اين رو واژگان من براي برند، خوشنامي، حيثيت، و اعتبار و آبرو است. درسهاي بزرگي مي‌توان از مديران توسعه بازار آموخت که در جهان توانستند مديريت برند را با اقتدار جا بيندازند. سرجيو زيمن، يکي از اين مديران جهاني است که مي‌تواند الگويي آموختني باشد. درسهاي مدير توسعه بازار کوکاکولا سرجيو زيمن، مدير پيشين بازاريابي کوکاکولا، معروف به شورشي مکزيکي در دنياي تبليغات و برندسازي نام‌آورترين چهره‌ي اجرايي است؛ چرا که توسعه بازار کوکاکولا را در سطح جهاني گسترد. زيمن در اقدامي شگفت‌آور تمام هزينه‌هاي تبليغات را حذف کرد و تمام‌قد جلوي مؤسسات صاحبنام تبليغاتي نظير مک‌کان اريکسون ايستاد که چهل‌سال فعاليت تبليغات کوکاکولا را برعهده داشت. اين مؤسسه و بسياري از مؤسسات تبليغاتي را از کوکاکولا اخراج کرد و آنها نيز در کمال آرامش خاطر، اين باور عميق قبلي را داشتند که زيمن، هيجاني تصميم گرفته و قطعاً و ناگزير دوباره درخواست حضور و تمديد قرارداد آنها را دارد؛ چرا که مگر مي‌توان بدون تبليغات، درآمد کوکاکولا را تضمين کرد! زيمن، اما با جسارتي فراتر از گستاخي، بنيان ديدگاههاي حرفه‌اي و اجرايي مؤسسات پرآوازه‌ي جهاني را به سخره گرفت و گفت: اين تبليغاتچي‌ها تصور مي‌کنند با ساخت فيلمهاي تبليغاتي پرهزينه مي‌توانند بازار را به سود شرکتها تغيير دهند، اما جز افزايش هزينه و انحلال شرکتها ثمري ندارد.... امر بر خودتان مشتبه شده است. براي دريافت پول بيشتر به خود شاخ‌وبرگهايي داده‌ايد، به نوشتن سخنراني براي ارائه به گردهماييهاي سالانه، برپايي نشستها، انجام کارهاي روابط‌عمومي و از اين قبيل پرداختيد. فراموش کرديد هدف اوليه، ساختن آگهيهاي تبليغاتي بود که به نتايجي، بويژه فروش منجر شود. مشاوران برجسته، توضيحات زيمن را تأييد کردند، اما عنوان کردند که او (سرجيو زيمن) چه راه‌حلي براي نفوذ هرچه بيشتر برند کوکاکولا و درآمد و فروش کوکاکولا دارد؟ زيمن ملاقاتي در سال 1993 با مارک گوبه طراح، و فيلمساز دارد. در اين ديدار، گوبه از نگرش حس عاطفي در طراحي برند مي‌گويد که بشدت زيمن را تحت تأثير قرار مي‌دهد و عملاً سرنوشت کوکاکولا تغيير مي‌کند. بهتر است عبارت سرجيو زيمن را در اين‌باره نقل کنيم که گفت: "مارک با نگرش حسي عاطفي خود در زمينه‌ي طراحي برند که جلوتر از زمان خود مي‌نمود، بشدت مرا تحت تأثير قرار داد." زيمن با درک اين ديدگاه، دستور مي‌دهد يکسال تمام فعاليتهاي تبليغاتي متوقف شده و هزينه‌هاي آن براي "بسته‌بندي" اختصاص يابد. مارک گوبه چگونه توانسته بود اعتماد سرجيو زيمن تندخو، بداخلاق، و شورشي را به دست آورد؟ پاسخ اين پرسش را بايد در دانايي و شکيبايي مارک گوبه و نگرش تازه‌ي او جستجو کرد. مارک گوبه، سرجيو زيمن را از ميان کارخانه‌هاي توليد، کاميونهاي پخش و توزيع، کارکنان بازاريابي و فروش که در حال رفت‌وآمد براي نظارت هرچه بيشتر و بهتر توزيع يک محصول جهاني بود، بيرون آورد، و به جشنواره‌هاي مد لباس در پاريس برد، به گالريهاي نقاشي برد، نزد طراحان جهاني برد تا آنها درباره‌ي رنگ، شکل، و فرم، ديدگاهها و نقطه‌نظراتشان را بگويند. با اين روش، مارک گوبه پهنه‌ي عظيمي روبه‌روي ديدگاه سرجيو زيمن مي‌گشايد و به موازات آن، اطمينان خاطر مي‌دهد که مي‌توان آن ديدگاههاي هنري را در "فروش" به‌کار گرفت. نتايج کوششهاي گوبه براي تغيير نگرش ديدگاههاي سرجيو زيمن را در تحسينهاي او بخوانيد که گفت: در طول سه سال بعد از آگوست 1993 (اولين ديدارش با گوبه)، اين کمکهاي گوبه بود که زمينه‌ي رشد سالانه‌ي کوکاکولا را از 9 ميليارد دلار به 15 ميليارد دلار رساند. خاطرات سرجيو زيمن سرشار از تحسينهايي است که درباره‌ي گوبه دارد. زيمن مي‌نويسد: گوبه نقش داراييهاي پنهان همچون کاميونها، يونيفرمها و تمام جلوه‌هاي بصري برند را مورد توجه قرار داد تا به اعتلاي برند کوکاکولا بينجامد. همه‌روزه ميليونها خاطره‌ي ذهني از کوکاکولا از جمله کاميونهاي توزيع در سطح معابر شهر در مقابل چشمان مصرف‌کنندگان رژه مي‌رفت که ما تا آن زمان هرگز در مورد امکان طراحي آنها در مسير اهداف فروش وقت صرف نکرده بوديم. خاطرات بعدي سرجيو زيمن فراتر از اين است. براي مثال، کوششهاي گوبه براي حضور پررنگ کوکاکولا در بازيهاي المپيک 1996 سيدني، آنچنان زيمن را به وجد مي‌آورد که با صراحت، مراتب قدرداني و سپاس خود را از گوبه مکتوب مي‌سازد: بايد اعتراف کنم که تلاشهاي گوبه براي ما نقطه‌عطفي در برنامه‌ي بازاريابي‌مان در جريان اين رخداد جهاني به شمار مي‌رود. تلاشهايي که باعث شد تجسم حضور ما در جريان بازيهاي المپيک در گوشه‌گوشه‌ي شهر به طرق گوناگون احساس شود. از طرح شهر المپيک کوکاکولا گرفته تا طرح بسته‌بندي، يونيفرمها و آنچه را در استاديومها، فرودگاهها، و ايستگاههاي مترو مستقر ساخته بود. اکنون که اين مطلب را مي‌نويسم، به‌تازگي از المپيک سيدني بازگشته‌ام و در همين‌جا لازم مي‌دانم مراتب سپاس خود را از مارک براي طرح هوشمندانه و رقابتي او اعلام کنم که باعث شد تلاشهاي بازاريابي ما در آنجا نسبت به سايرين بيشتر به چشم آيد و ما را به هدفمان نزديک کند. آنچه گوبه انجام داد اين بود که توانست از دنياي هنر به دنياي پرفروش پلي استوار سازد به نام برندينگ عاطفي. و برندينگ عاطفي به گفته‌ي او (گوبه)، تنها راه براي رسدن به موفقيت است و ژنرالهاي صنعت امروزه به اين باور رسيده‌اند و از اين رو حاضرند پولهاي هنگفتي را خرج روشهاي گران و پرهزينه‌ي امروز در بازاريابي کنند تا بدين‌وسيله به احساسات مردم پي ببرند. برندينگ عاطفي چيست؟ برندينگ عاطفي و توضيحات بيشتر آن را در کتاب "برندينگ عاطفي" اثر مارک گوبه با ترجمه‌ي خليل جعفرپيشه از انتشارات بازاريابي بخوانيد. برندينگ عاطفي مارک گوبه، يک اثر داستاني و روايي است. شما با مطالعه‌ي آن با مجموعه‌اي از موضوعات برندينگ آشنا خواهيد شد که گرانيگاه آن رفتار مصرف‌کننده است. مدير توسعه بازار داراي شاخصه‌هاي فراواني است از جمله آنکه بايد درک دقيقي از رفتار مصرف‌کننده داشته باشد. شايسته‌ي عنوان است که تحقيقات و پژوهشهاي کتابخانه‌اي و ميداني نمي‌تواند اين درک دقيق از رفتار مصرف‌کننده را تقديم مدير توسعه بازار سازد. کافي است به محصول واکمن و بسياري از محصولات نظير زيراکس مراجعه کنيد. پژوشهاي کمّي و کيفي نظير گروه کانون نشان داد که مردم تمايلي به محصول واکمن ندارند، اما موريتا مدير مقتدر سوني عنوان کرد که مردم حتماً اين محصول را مي‌خواهند. مدير توسعه بازار چگونه مي‌تواند با نگاهي جامع، محصول را به اوج رساند؟ اين پرسش ساده، تمام ويژگيهاي اين مدير را منعکس مي‌سازد که بايد پهنه‌ي دانشي و اجرايي گسترده‌اي را پردازش کند. اين پهنه‌ي دانشي و اجرايي در نمودار آمده است. براي مثال، آيا مي‌توان بدون تحقيقات بازاريابي، به درکي دقيق از ارزيابي رفتار مصرف‌کننده درباره‌ي محصول دست يافت؟ قطعاً نه. با وجود اين، صرف تحقيقات کمّي و کيفي اطلاعات فراواني در اختيار مدير توسعه بازار قرارخواهد داد که تصميم‌گيري درباره‌ي آن فراتر از اجراي اين يا آن پروژه‌ي تحقيقات بازاريابي است. افزون بر آن، مدير توسعه بازار نبايد خود را محدود به محصول يا کالاي خاص شرکت مربوط به خود کند؛ چرا که مصرف‌کننده در هزاره‌ي سوم، وقتي به موضوعي مي‌نگرد، عملاً بسياري از محصولات و کالاهاي خاص از دايره‌ي انتخاب او خارج مي‌شود، و يا در دايره‌ي انتخاب او قرار مي‌گيرد. مثال ساده فست‌فود، و نوشيدنيهايي نظير کوکاکولا و ماء‌الشعير است. سالهاي سال است که مصرف‌کننده‌ي امروزي با ولع به سراغ اين نوع محصولات و کالاها مي‌رود. اکنون با تغيير نگرش و تمايل به "سلامت" به يکباره "مصرف‌کننده" در سطح بين‌الملل به اين درک جدي رسيده است که چنين محصولاتي براي او آسيب‌رسان و مضر است. همين نگاه به يکباره مجموعه‌اي از محصولات را در بر گرفته تا جايي که کوکاکولا و پپسي نيز ناگزير شدند به سراغ نوشيدنيها بروند و از محصول اصلي خود، دست بردارند. آيا مدير توسعه بازار مي‌تواند نگاه خود را محدود به اين يا آن کالا کند؟ با اين توضيح و نگرش، وظيفه‌ي مدير توسعه بازار آن است که همواره در سطح و ابعاد جهاني به مصرف‌کننده، آگاهيها و نيازهاي مصرف‌کننده بينديشد. مرزهاي جغرافيايي در پرتو رسانه‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي کاملاً از بين رفته است. چه بسا اشخاصي که در آن سوي دنيا هستند، با رفتاري، کالاها و يا محصولاتي را بپذيرند که در اين سوي جهان نيز افراد همان رفتار را داشته باشند. گوشيهاي تلفن همراه، آي‌فون، و ساير لوازم ديجيتال يک نمونه‌ي کاملاً عيني و آشکار است که مي‌توان با عنوان "رفتار مصرف‌کننده بين‌الملل" از آن ياد کرد. در چارت و نمودار در بخش دست راست يعني سيستمهاي اطلاعات بازاريابي، پايگاه داده‌هاي مورد نياز، هوشمندي رقابتي و هوشمندي بازاريابي، تحقيقات بازاريابي به نوعي طيف دانشي است. اما مدير توسعه بازار نمي‌تواند به اطلاعات دانشي بسنده کند؛ چرا که اقدام اوست که مي‌تواند کالا يا محصولي را به اوج برساند و اين مستلزم بسياري از فعاليتهاي اجرايي است که در دو ستون کناري و چپ نمودار آمده است. با اين توضيحات به شرح وظايف مدير توسعه بازار گام برمي‌داريم. از همكاران عزيزم احمد آخوندي، مدير تواناي انتشارات بازاريابي، و محسن جاويدمؤيد، سردبير داناي مجله‌ي "توسعه مهندسي بازار"، به جهت ويراستاري شايسته ممنونم. تقاضا مي‌كنم از طرق زير ما را از نظرات ارزشمندتان بهره‌مند سازيد‌: • سايت شخصي پرويز درگي: www.dargi.ir • نشاني ‌اينترنتي: info@TMBA.ir • سايت انتشارات بازاريابي: www.marketingPublisher.ir • نشاني اينترنتي: info@marketingPublisher.ir • نشاني انتشارات بازاريابي: تهران، خيابان آزادي (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالي، كوچه نمايندگي، پلاك 1، واحد 10 • با شماره‌ي تلفكس: 66431461(021) • با شماره‌ي تلفنهاي: 66431637(021) و 66434055(021) • با شماره‌ي تلفن همراه شخصي‌ام: 09121994281‌

ارسال نظر

برای ارسال نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید.


نظرات کاربران

هیچ کاربری هنوز نظری ارسال نکرده است.

مشاهده موارد بیشتر مشاهده موارد بیشتر مشاهده موارد بیشتر مشاهده وبلاگ‌ها