دسته محصول
سبد خرید 0
خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما

نام محصول

خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما


نام نویسنده

ناصر بیک زاده مرزبانی


نام مترجم

-

انتشارات

بازاریابی


سال چاپ

1394


تعداد صفحه

304


نوع جلد

شومیز


قطع کتاب

رقعی


شابک

9786006982373


وزن

348


پیش گفتار

-

قیمت : 20000 تومان

پیشگفتار از نظر کار افراد به سه دسته تقسیم می‌شوند، عده‌ای کارفروش هستند، انسانهای شریفی که برای دیگران کار می‌کنند نظیر کارمندان، کارگران و...، عده‌ای خوداشتغال هستند، انسانهایی که فعالیت تک‌نفره دارند، مثل رانندگان تاکسی یا مغازه‌دارانی که رأساً و بدون هیچ کمکی مغازه‌شان را اداره می‌کنند. ا....
پیشگفتار

از نظر کار افراد به سه دسته تقسیم می‌شوند، عده‌ای کارفروش هستند، انسانهای شریفی که برای دیگران کار می‌کنند نظیر کارمندان، کارگران و...، عده‌ای خوداشتغال هستند، انسانهایی که فعالیت تک‌نفره دارند، مثل رانندگان تاکسی یا مغازه‌دارانی که رأساً و بدون هیچ کمکی مغازه‌شان را اداره می‌کنند. اما دسته‌ی سوم کارآفرین هستند که سازمانها را ایجاد می‌کنند و علاوه بر اشتغال‌زایی، ثروت‌زایی، اعتمادبه‌نفس‌آفرینی و... را برای سایرین مهیاسازی می‌کنند. حال اگر این کارآفرینان، ایده‌آفرین هم باشند جامعیت بین افکار و اعمال در آنها بیشتر می‌شود. هر چند حتماً هم لازم نیست ایده‌آفرین و کارآفرین یک نفر باشد. ایده‌آفرین کسی است که با ارائه‌ی ایده‌های ساختارشکن متفاوت از دیگران می‌بیند، می‌شنود و فکر می‌کند.
شومپیتر، پدر کارآفرینی، کارآفرینان ایده آفرین را افرادی می‌داند که دست به تخریب خلاق می‌زند و همواره خارج از چارچوبها می‌اندیشند. اما ایده‌های ساختارشکن نیاز به اقدام عملی دارد تا به ثمر برسند و این اقدام عملی از کارآفرینان برمی‌آید.
به شخصه معتقد هستم، صرفاً با آموزش نمی‌توان کارآفرین پرورش داد چون به نظرم کارآفرینی مربوط به جگر است و آموزش مربوط به مغز. ما با آموزش، سطح دانایی افراد را ارتقا می‌دهیم. اما اگر تیپ شخصیتی فرد حرکتی نباشد و به اصطلاح عام مردم جگر کاروکسب راه انداختن را نداشته باشد و در روز بیش از 16 ساعت برای رسیدن به هدفش زحمت نکشد، در این‌صورت آموزش کارساز نخواهد بود. ذات کارآفرینی قابل آموزش نیست، ولی مهارتهای آن را می‌توان آموزش داد.
روزی یکی از مدیران ارشد سازمانی که بخشی از شهریه‌ی دوره‌های کارآفرینی را می‌پرداختند به من گلایه کرد که چرا در دوره‌های آموزشگاه بازارسازان به کارآفرینی نمی‌پردازیم؟ پاسخ من این بود که اگر اجازه می‌دهید و بودجه‌ی لازم را تأمین می‌کنید تا ابتدا با مصاحبه‌ها و تستهای استعدادسنجی صحیح و علمی، اشخاص را برای ورود به کلاس کارآفرینی سنجش کنیم و آنهایی که شرایط ورود به کلاس را دارند جذب کنیم، این کار را می‌کنیم. اعتقاد من این است‌‌که آموزش شرط لازم برای کارآفرین است، اما اگر با تیپ ‌‌شخصیتی متناسب کارآفرینی همراه نباشد به هدر دادن ثروت ملی است.
به نظر من ماتسوشیتا و برادران خیامی و بزرگان کارآفرین دیگر، جوهره و استعداد کارآفرین شدن را داشته‌اند و با آموزشهای درون خانواده پرورش یافته و راهی تازه آفریدند. برای مثال آنجا که پدر ماتسوشیتا تأکید می‌کند ایشان نباید در سازمان دولتی استخدام شود بلکه، باید در صنعت، شاگردی کند تا خودش به درجه‌ای برسد که کسب‌وکاری را راه بیندازد، بستر مناسبی برای فعالیت ایشان فراهم شد. پس بعد از استعداد، شاگردی کردن، خاک بازار و صنعت را خوردن و پله‌های ترقی را طی کردن، عامل بعدی است.
پیتر دراکر، پدر مدیریت علمی جهان می‌گوید: کارآفرین فردی است که فعالیت اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع می‌کند. او ارزشها را تغییر می‌دهد و ماهیت آنها را متحول می‌کند. آنها ریسک‌پذیرند، البته ریسکی که لازمه‌ی هر فعالیت اقتصادی است، و بزرگی دیگر اضافه می‌کند، کارآفرین نیروی محرکه و موتور اقتصادی جامعه است. یکی از مهمترین ویژگی هر کارآفرین، نوآوری است. فرایند کارآفرینی نوعی تخریب خلاق است، به عبارت دیگر ویژگی تعیین‌کننده‌ی کارآفرینی همان انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در کارهای جاری است که این روش نوین همان تخریب خلاق است.
آقای مهندس ناصر بیک‌زاده مرزبانی با کوله‌باری از دانش و تجربه در مدیریت ارشد شرکتهای صنعتی و تعامل با مدیران و کارآفرینان بزرگ ایرانی و جهانی، کتاب "خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما" را تألیف کرده‌اند. کتاب چارچوب و ساختار محکمی دارد. با تعاریف خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی با یک ادبیات تحقیق قوی شروع شده است، نظرات بسیاری از صاحبنظران در این حوزه گردآوری شده است و سپس به کارآفرینی فردی، کارآفرینی سازمانی، کارآفرینی ملی و در نهایت کارآفرینی جهانی در فصول مختلف پرداخته شده است.
در ادامه چند برداشت کوتاه از کتاب را می‌آورم:
کارآفرینی شرکتی همراه با نوآوری در شرکت تحقق می‌یابد و شامل نوسازی، احیا و القای قوانین جدید رقابت می‌باشد. در پس این اندیشه‌ها، فردی قرار دارد که گرچه نقش رهبری دارد، اما به‌تنهایی قادر به نوآوری نیست و نیاز به سازماندهی گروههای کاری دارد. پس نقش سازمانها در تحقق اهداف کارآفرینی مهم است، اما هر سازمانی نمی‌تواند این نقش را عملی سازد. پس نیاز به سازمان یادگیرنده داریم که سازمانی است که با قدرت و به صورت جمعی یاد می‌گیرد و دائماً خودش را به نحوی تغییر می‌دهد که بتواند با هدف موفقیت مجموعه سازمانی به نحو بهتری اطلاعات را جمع‌آوری، مدیریت و استفاده کند. برای مثال، به شرکت وال‌مارت به‌عنوان بزرگترین شرکت بخش خصوصی جهان نگاه کنید، این شرکت با حدود یک‌میلیون‌و‌دویست‌هزار نفر نیرو را سم والتون بنیان گذاشت.
به راستی مدیران ارشد، متولیان فرهنگ سازمان هستند. به تفکرات سم والتون دقت کنید. آنجا که سه پایه‌ی ارزشهای رهبری و تصمیم‌گیری را احترام به افراد (کارکنان)، خدمت به مشتری و تلاش برای تعالی ذکر می‌کند و می‌گوید: "ما با یکدیگر کار می‌کنیم، این راز پایداری ما است. ما هزینه‌ی زندگی را برای همه‌ی افراد کاهش خواهیم داد. فرصتی فراهم خواهیم آورد که همه‌ی دنیا مزایای آن را ببینند و زندگی بهتری داشته باشند. ما به آنچه انجام می‌دهیم افتخار می‌کنیم." بی‌دلیل نیست که وال‌مارت به این درجه از توفیق می‌رسد. چون انسانهای بزرگ همچون سم والتون افکار بزرگ دارند و این افکار بزرگ با اقدام عملی و سازمان یادگیرنده که پیوند می‌خورد نتایج بی‌نظیر را فراهم می‌سازد. کارآفرین فقط دستور نمی‌دهد بلکه، خود بیشتر از همه کار می‌کند. چنان که ادیسون رمز نابغه شدنش را 1 درصد خلاقیت و 99 درصد آگاهانه عرق ریختن بیان می‌کند.
سرنوشت برادران خیامی را در پایان کتاب بخوانید که چگونه بیشتر از سایر افراد سازمانشان کار می‌کردند، آن هم کار عاشقانه. لی اسکات، مدیرعامل بعدی وال‌مارت و دست‌پرورده‌ی سم والتون می‌گوید: "باور همگان این است که به محض آنکه مدیرعامل شدی می‌توانی دستور دهی و کارها انجام شود. اما حقیقت آن است که تنها با نفوذ در دیگران می‌توان اثری برجای گذاشت." پس رهبری به معنای توان نفوذ کردن در دل همراهان، یکی از اصول دیگر کارآفرینان موفق است و بعد داشتن چشم‌انداز. کارآفرین روِیا دارد. سودای بزرگی در سر دارد. فقط به سود مادی نمی‌اندیشد. آرامش او در کار و چالش است.
به چشم‌انداز تویوتا دقت کنید:‌ "ما قصد داریم براساس اصول راهنمای خود در ترسیم پایدار جامعه و زمین مشارکت داشته باشیم. تعامل باز و منصفانه‌ی مدیریت با ذی‌نفعان، کارکنان، محیط زیست، جامعه و شرکای کسب‌وکار برایمان بسیار مهم است. ما عملیات کسب‌وکار خود را یکپارچه و صادقانه انجام می‌دهیم." پس اصل دیگر موفقیت کارآفرینان، جامعیت‌نگری است. آنها به تمام ابعاد زنجیره‌ی ارزش‌آفرینی و جامعه توجه دارند. کارآفرینان ثروت‌آفرین هستند، نه فقط برای خود بلکه، برای بشریت. آنها وقتی به درجه‌ی کارآفرینی جهانی می‌رسند دیگر حتی فقط به کشور خودشان نمی‌اندیشند، و به قول پاستور، به نحوی عمل می‌کنند که آنگاه که وقت رفتن است این حق را داشته باشند که با صدای بلند بگویند که من آنچه را در توان داشته‌ام برای بشریت انجام دادم.
در کتاب بخوبی اشاره شده است که کارآفرینان جهانی برای رسیدن به موفقیت ناچار به ایجاد 4 شایستگی هستند.
- باید به‌روشنی دلایل لزوم جهانی شدن خودشان را تعیین کنند.
- بیاموزند با شرکای قدرتمند ائتلاف کنند.
- در مدیریت زنجیره‌ی تأمین جهانی عالی عمل کنند.
- فرهنگ چندملیتی در سازمان خود خلق کنند.
و می‌بینیم به جایی می‌رسیم که به جای رقابت کورکورانه وارد مسابقه‌ای در جهان، برای خدمتگذاری به بشریت و اول شدن در مسابقه‌ی مشتری‌نوازی می‌شویم، همکاری و تعامل جایگاه جدیدی پیدا می‌کند. آنجا که نویسنده از حافظ می‌آورد:
جنگ هفتادودو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
و عبارت زرتشت را به ما یادآور می‌شود که "میزان خوشبختی هر کس به اندازه‌ی تلاشی است که او برای خوشبختی دیگران می‌کند." در بخشی از کتاب و در پیوستها نمونه‌ی کارآفرینان بزرگ ایرانی (برادران خیامی) و ژاپنی (ماتسوشیتا) معرفی شده‌اند که به جذابیت کتاب بیش از پیش افزوده است. به راستی هیچ‌چیز به اندازه‌ی خواندن داستان موفقیت و سرنوشت یک کارآفرین برای جوانان یادگیرنده نمی‌تواند ثمربخش باشد.
در پایان، عباراتی کوتاه از ماتسوشیتا را یادآور می‌شویم؛ "باید با فرمان بازار حرکت کرد. با کسانی که دادوستد دارید چنان رفتار کنید که گویی عضوی از خانواده‌ی شما هستند. فراموش نکنید که با خدمات پس از فروش، انسان مشتریان همیشگی به دست می‌آورد. کالایی را به مشتری بفروشید که برایش سودمند باشد نه آنکه نظرش را جلب کرده باشد. هرگونه ضایعات حتی یک برگه‌ی کاغذ ناقابل قیمت محصول را به همان اندازه بالا خواهد برد."
از مطالعه‌ی کتاب لذت فراوان بردم. بار دیگر از زحمات مهندس مرزبانی تشکر می‌کنم. ایشان کار بزرگی را پیش‌گرفته‌اند. با قلم شیوا و دانش قابل احترام، تجربیات خویش را همراه با پیشینه‌پژوهی عمیق در ادبیات حوزه‌ی کارآفرینی و بررسی داستان بزرگان پیوند زده‌اند و کتابی خواندنی و یاد دهنده را برای ما رقم زده‌اند.

اولین نفر از تازه های انتشارات بازاریابی باخبر شوید !