سبد خرید 0
آموزه های کسب و کار از مشاهیر -

نام محصول

آموزه های کسب و کار از مشاهیر


نام نویسنده

پرویز درگی


نام مترجم

-

انتشارات

بازاریابی


سال چاپ

1394


تعداد صفحه

167


نوع جلد

شومیز


قطع کتاب

رقعی


شابک

9786006982366


وزن

202


پیش گفتار

-

قیمت : 10000 تومان

پیشگفتار "آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر" بر آن است تا صفحه‌ای از دفتر بزرگان فلسفه، دانش، سیاست، هنر و ورزش را پیش روی علاقه‌مندان و اهالی کاروکسب و بازاریابی بگشاید. تردیدی ندارم که سقراط، ارسطو، هومر و دیگر فیلسوفان جهان بر آن نبودند که آموزه‌هایی برای کاروکسب‌ها در این زمان داشته باشند که م....
پیشگفتار

"آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر" بر آن است تا صفحه‌ای از دفتر بزرگان فلسفه، دانش، سیاست، هنر و ورزش را پیش روی علاقه‌مندان و اهالی کاروکسب و بازاریابی بگشاید.
تردیدی ندارم که سقراط، ارسطو، هومر و دیگر فیلسوفان جهان بر آن نبودند که آموزه‌هایی برای کاروکسب‌ها در این زمان داشته باشند که ما زندگی می‌کنیم. با وجود این، به دلیل گستره‌ی وسیع اندیشه‌ورزی آنان، همچنان می‌توان از رفتار و گفتار و کردار فیلسوفانه‌ی آنها برای کاروکسب‌ها بهره‌های فراوانی برد.
همچنین با جسارتی قابل تحمل و البته درخور تأمل می‌توان دست به استنباطهایی زد که برای کاروکسب‌های امروزی نیز آموزه‌های حکمت‌آمیز فراوان دارد، هشدارهای بایسته دارد، دستورالعمل و نقشه‌ی راه دارد، توصیه‌ها و پیشنهادهایی دارد که کاروکسب‌ها را رونق خواهد بخشید، از اموری پرهیز می‌دهد که نتیجه‌ی آن شکست است و ناکامی.
با این نگرش، کتاب "‌آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر" را خواندنی می‌یابید. از آن رو که این بزرگان، داستان زندگی خود را زیسته‌اند. انسانهای واقعی‌اند و داستان آنان نیز واقعی است. من نیز به‌سرعت به زندگی این بزرگان ورود پیدا کرده‌ام تا آنچه را که می‌توان از زندگی اینان بخوبی آموخت، تقدیم خواننده‌ی مشتاق کنم. ویژگی نام آنان، و سبک و سیاق داستانی زندگی آنان که اینجا و آنجا جسته و گریخته شنیده‌ایم، یک فرصت خوب یادگیری است؛ آن هم از نوع یادگیری که دیر از اذهان می‌رود و تا مدتها در خاطر فعالان کاروکسب باقی می‌ماند. من نیز به ماهیت اصلی‌ام که "معلم بازاریابی و دانشجوی همیشگی بازارم"، راهی یافته‌ام تا در پرتو زندگی این بزرگان، آموزه‌هایی دیگر از جنس "بازاریابی" و "‌کاروکسب" را به‌سرعت و با ژرفایی بیشتر انتقال دهم.
برای مثال، درسهای مدیریت استراتژیک کاروکسب را از اسکندر مقدونی بخوانید که در صفحه‌ی 27 آمده است. بدون مقدمه درمی‌یابیم که اسکندر در قامت یک فرمانده‌ی بزرگ، کوشید تا تصویر ذهنی قدرتمندی از خود بر جای گذارد، هم در نزد سربازان و فرماندهانش، و هم در نزد دشمنان آشکار و پنهانش. همین قطعه‌ی کوچک از زندگی اسکندر به ما می‌آموزد که در "‌کاروکسب" برای آنکه در قله بمانیم، ضروری است هم در نزد کارکنان و مشتری، و هم در نزد رقبای آشکار و پنهان باید تصویری قدرتمند در اذهانشان بیافرینیم. آیا شما به‌عنوان مدیر چنین کرده‌اید؟
در فراز دوم آموزه‌ی اسکندر درمی‌یابیم که او در "اجرا" سرعت‌عمل بی‌نظیری داشته است. نقل است از او که "یا سرعت‌عمل داری یا مرده‌ای." هم‌اینک متفکران برجسته‌ی بازاریابی در سالهای اخیر به‌شدت بر روی واژه‌ی "سرعت"، چالاکی و چابکی تأکید می‌ورزند. بسیاری از شرکتهای پیشرو فورچون 500 نیز دلیل اصلی موفقیت خود را "سرعت‌عمل" ذکر کرده‌اند.
شاید این پرسش پدید آید که چگونه اسکندر می‌توانست پس از جمع‌آوری و پردازش اطلاعات، لحظه‌ای درنگ نکند؟ چرا به جای پرسشهای کارشناسی از سایر فرماندهان، دست به عمل می‌زد؟ پاسخ این است که اسکندر کیست؟ مربیان و معلمان او چه کسانی بودند؟
در تاریخ آمده است که اسکندر تا 16 سالگی تحت تربیت و پرورش ارسطو، بزرگ فیلسوف جهانی، بوده است. از آن تعجب‌برانگیزتر زمانی است که اسکندر، رخت از این دنیای فانی برمی‌کشد. اسکندر در 33 سالگی جان به جهان‌آفرین تسلیم می‌کند. برخی گفته‌اند همین سن کوتاه به او مجال نداده تا "جانشین‌پروری" کند. برخی گفته‌اند باید خدا را شاکر بود که فرصت نکرد تا جانشینانی همچون خود او پرورش دهد که هم بر بلندای منطق و حکمت ایستاده بود، و هم رفتار خشونت‌آمیز او جان بسیاری را گرفت. هرچه هست می‌آموزیم "جانشین‌پروری" رکن رکین سازمانهای کنونی است.
آنها که در این باره غفلت ورزیدند، عرصه را به رقبای خود واگذار کردند. آنان که در این آموزه اصرار ورزیدند، افتخارات گذشته را با نوآوریهای تازه درآمیختند و در زمره‌ی سازمانها و شرکتهای درخشان جهانی قرار گرفتند.
دلیلی ندارد در اینجا درباره‌ی رفتار سراسر خشونت‌آمیز اسکندر مقدونی قلمفرسایی کنیم. حال آنکه، کوروش را داریم که از او در تاریخ جهان به نیکی یاد می‌کنند.
کوروش را از زبان پیتر دراکر، بزرگ آموزگار مدیریت، توصیف کنیم که فیلیپ کاتلر درباره‌ی پیتر دراکر می‌گفت: پیتر دراکر، پدربزرگ بازاریابی است.
پیتر دراکر، کوروش را شاگرد اول مدیریت معرفی می‌کند. کافی است در جوهره‌ی تدبیر او، به پارامترها و رفتارهای انسانی بیندیشیم نظیر "سخاوت و بخشندگی." رفتارهایی که از کوروش، حکمرانی خوب در این قرن به تصویر می‌کشد.
این آموزه یعنی "سخاوت و بخشندگی" به ما یادآوری می‌کند که این اکسیر وقتی از سوی فرمانروایان مقتدر به‌کار گرفته شود، روحبخش است و جان‌پرور. هنوز هم همین اکسیر، انسانها را در فضای پررقابت و آشوب کاروکسب‌ها سرمست می‌کند و مسحور. پرخاشها، رقابتهای منفی، و خصومتها را تا سرحد امکان تعدیل کرده و کاهش می‌دهد.
چه نیکوست بتوانیم از این آموزه در فضای تنگ‌نظری‌ها و آشوب‌زده‌ی کاروکسب‌ها بهره‌مند شویم تا دریابیم چگونه کوروش، توانست جنگها را به صلح فراگیر تبدیل سازد!
پیشنهادم این است صفحاتی از این کتاب را باز کنید و به همان چند صفحه نیز می‌توانید بسنده کنید. اذعان خواهید کرد در اثر آشنایی با این بزرگان، فضای فکری و پهنای اندیشه‌ای و نگاه شما گسترده شده، اوج گرفته، و آکنده از محبت و عشق است؛ یعنی همه‌ی آنچه برای کاروکسب‌های امروزی به آن نیازمندیم.
علاقه‌مندم نکته‌ی دیگری را یادآور شوم که در دانشگاه هاروارد و برخی دانشکده‌های کاروکسب به آن عمل می‌کنند. دانشجویان رشته‌های مدیریت و کسب‌وکار به موازات دروس متعدد و اختصاصی در حوزه‌های متنوع اقتصاد نظیر اقتصاد خرد و کلان، نظریه‌های اندیشمندان اقتصادی، اقتصادسنجی، به الزام باید ادبیات بویژه آثار داستانی کلاسیک نظیر ایلیاد و ادیسه از هومر، و آثار بزرگانی نظیر شکسپیر، تولستوی و... را بخوانند.
"چه ارتباطی بین دروسی نظیر اقتصاد و ریاضی با ادبیات و هنر است"؟ پاسخ این پرسش را متفکران روانشناسی در حوزه‌های بازاریابی پاسخ داده و تشریح کردند.
ماحصل گفته‌ی آنان این است که ادبیات آن هم بزرگانی اینچنین، آموزه‌های فراوانی برای دانشجویان مدیریت و کاروکسب دارد. از جمله دانشجویان در فراز و فرود داستان با حوادث، ترفندها، نقشه‌ها و سناریوهایی آشنا می‌شوند که در پایان به شکستها و کامیابیها منجر خواهد شد. در کجا بهتر از اینجا - داستان - چنین فضایی برای تفکر و اندیشیدن مهیاست. بویژه برای این دانشجویان که در آینده همواره برای حضور در صحنه‌های پرکشاکش باید خود را برای تصمیم‌گیریهای خردورزانه آبدیده سازند! صحنه‌های داستان اجازه می‌دهد که افراد پیگیر سرنوشت ناکامان و فاتحان باشند، اما بیش از آن به تدبیرها و استراتژیهای قهرمانان و فاتحان می‌نگرند که چگونه پیروزی را نصیب آنان ساخت.
با این همه، حتی لشگر شکست‌خورده، امیر ناکام، فرمانده‌ی مغلوب تصمیمهایی را به صحنه آورده و گاه این تصمیمها کاملاً درست بوده، اما در زمان نابهنگام عرضه شده، و یا بسیاری آموزه‌های دیگر که ناکامان بیش از فاتحان می‌توانند آن را به ما بیاموزند.
شایسته است اگر بگوییم نسل پیشین ما، قبل از ورود به دبیرستان، در کلاسهای ششم قدیم، می‌بایست، کلیله‌ودمنه بخوانند، شاهنامه‌ی فردوسی بخوانند، از سعدی و رودکی و حافظ بخوانند. آموخته‌هایی که زندگی بعدی آنان را در بزرگسالی، روح و جانی می‌بخشید و "اخلاق" بر فراز سیاست، و کاروکسب‌ها حضور جدّی داشت. هنوز هم برخی بر این باورند که دانش‌آموزان نسل پیشین با خواندن ابیات و سروده‌های بزرگانی نظیر سنایی، مولوی و دیگران رنگ زندگیشان از اساس تغییر داشت.
در این کتاب - یعنی آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر - با گابریل گارسیا مارکز آشنا می‌شویم. می‌خوانیم سبک مارکز معروف به رئالیسم جادویی است، یعنی آمیزه‌ای از خیال و واقعیت در داستانهایش موج می‌زند.
تفکیک خیال از واقعیت، و واقعیت از خیال، در داستانهایش ناممکن است. آنچنان این دو در هم تنیده‌اند که شما به سادگی و سهولت می‌پذیرید که از اساس نیازی نیست که "واقعیت" و "خیال" از هم تفکیک شوند، ضرورتی ندارد و چنین است زندگی استیو جابز که با درهم شکستن مرزهای واقعیت و خیال، ابتکار و خلاقیت را به اوج رساند.
زندگی آلفرد نوبل را بخوانید که در صفحه‌ی 67 آمده است. متعجب خواهید شد و شگفت‌زده. روزنامه‌نگاری به اشتباه می‌نویسد تاجر و سوداگر مرگ، مرد. چرا که اختراع نوبل، دینامیت بود. حال آنکه برادر آلفرد نوبل مرده بود به نام لودویک. همین تیتر روزنامه‌ها، غم سنگینی بر جان آلفرد نوبل می‌اندازد که تا چه‌سان، هاله‌ی دهشتناک مرگ را در زندگی انسانها پیش رویشان قرار داده است و بر آن می‌شود تا برای بشریت، مردانه اقدامی انسان‌دوستانه بر جا گذارد. در وصیتنامه‌اش تأکید می‌ورزد که ثروتش در قالب جایزه‌ی نوبل تقدیم دانشمندان جهانی شود که برای رفاه بشریت زندگی خود را وقف کرده‌اند.
می‌توانیم از این دنیای عاطفی و هیجانی فاصله بگیریم و چشم به زندگی بزرگانی نظیر ماندلا بدوزیم که سالهای طولانی را در زندان به سر برد و پس از آزادی همچنان بر سر اصول خود پای فشرد.
با مالکوم ایکس، و مارتین لوتر کینگ آشنا می‌شوید که هر یک اصولی را به یک رفتار تثبیت‌شده‌ی زندگی درآوردند؛ چرا که با همین پذیرش قلبی، رفتاری توانستند کاروکسب رقبای متنفذ خود را از سکه بیندازند.
شک ندارم که دنیای سیاست پر از اضطراب و خشونت است، ولی این بزرگان نظیر ماندلا، مارتین لوترکینگ، مالکوم ایکس، محمد علی کلی، با رفتار و منش خود، سلوکی بر جای گذاشتند که "خشونت" را رام کردند. بهتر است این دنیای خشن را تلطیف کنیم.
موزارت، و بتهون بزرگان موسیقی جهان نیز برای خود راه و رسمی داشتند. این راه و رسم برای کاروکسب‌ها، درسهای کم‌نظیری دارد. در صورت تمایل، صفحات 101 را ورق بزنیم و بخوانیم. پس از آن به فهرست کتاب بازگردید؛ نام تک‌تک این بزرگان را می‌بینید.

اولین نفر از تازه های انتشارات بازاریابی باخبر شوید