دسته محصول
سبد خرید 0
چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارت های شخصی در کسب و کار -

نام محصول

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارت های شخصی در کسب و کار


نام نویسنده

پرویز درگی


نام مترجم

-

انتشارات

بازاریابی


سال چاپ

1394


تعداد صفحه

308


نوع جلد

شومیز


قطع کتاب

رقعی


شابک

9786006982045


وزن

361


پیش گفتار

-

قیمت : 16500 تومان

قیمت : 9900 تومان

"چهل گفتار" نام تازه‌ای است برای مجموعه‌ی جدیدی از کتابهایم. تاکنون (ابتدای پاییز سال 1392) 5 عنوان آن تدوین شده که 4 عنوان آن چاپ شده، این 5 عنوان عبارتند از: 1) چهل گفتار پیرامون مدیریت و رهبری در کسب‌و‌کار 2) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای بازاریابی 3) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتها....
"چهل گفتار" نام تازه‌ای است برای مجموعه‌ی جدیدی از کتابهایم. تاکنون (ابتدای پاییز سال 1392) 5 عنوان آن تدوین شده که 4 عنوان آن چاپ شده، این 5 عنوان عبارتند از:
1) چهل گفتار پیرامون مدیریت و رهبری در کسب‌و‌کار
2) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای بازاریابی
3) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای فروش
4) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌و‌کار
5) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای مشتری‌نوازی
انتشار این مجموعه کتابهای "چهل گفتار" با هدف رونق بخشیدن به کسب‌و‌کارها در "عصر دیجیتالیسم" است. لازم است "عصر دیجیتالیسم" و ویژگیهای آن را به اختصار تشریح کنیم تا تأثیر آن در تغییر "کسب‌و‌کارها" آشکارتر شود.

"عصر دیجیتالیسم" و امتیاز مجموعه کتابهای "چهل گفتار"
"عصر دیجیتالیسم" واژه‌ی نابی است برای آنچه این روزها با آن سروکار داریم. این واژه را مرهون گفت‌و‌گو با پروفسور مایکل آر.سولومون هستیم؛ استاد ممتاز "رفتار مصرف‌کننده" در جهان (به نشریه‌ی توسعه مهندسی بازار، شماره‌ی 32 (سال هفتم، مرداد و شهریور ماه 1392، صفحات 44 تا 47 مراجعه کنید). همچنین به پیشگفتار اینجانب مراجعه شود که در کتاب "رفتار مصرف‌کننده" اثر سولومون، انتشارات بازاریابی آمده است.
سولومون به ما آموخت که "ازدحام رسانه‌ها" و "انبوه پیامها"، میزان توجه افراد را به شدت کاهش داده است. آسیب این کاهش توجه آنجا است که شهروندان (همچنین بخوانید مدیران، و حتی اصحاب دانشگاهی) نیز ظرفیت و شکیبایی بالایی برای "خواندن"، و "شنیدن"، و "درک موضوعات قابل تأمل و پیچیده" ندارند.
بر این باورم افزون بر آنچه سولومون درباره‌ی "عصر دیجیتالیسم" می‌گوید، ما در ایران در کنار شرایط خاص اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی با ویروسی به نام "تنبلی فکری و روزمرّگی"، همزیستی مسألت‌آمیز پیدا کرده‌ایم.
نتیجه‌ی عصر دیجیتالیسم + ویروس تنبلی فکری و روزمرّگی سبب شده هم "مدیران" و هم "اصحاب دانشگاهی" این روزها انتظار دارند که با طرح پرسشی درباره‌ی "کسب‌و‌کارها"، "ساختار بازاریابی و فروش"، "کمپین تبلیغات و بازاریابی"، "اجرای سمپلینگ"، به کار بردن فعالیتهای ترویجی (Promotion)، اقدام برای برندسازی، توسعه و گسترش محصول، راه‌اندازی توزیع و پخش مویرگی، فعالیتهای "قیمت‌گذاری"، به سرعت به پاسخی معجزآسا دست یابند که حلال تمامی مشکلات آنها و سازمانشان باشد!
انتظار "مدیران" و "اصحاب دانشگاهی" در این "عصر دیجیتالیسم" از "مشاور" و "محقق بازاریابی" آن است که در کسری از ثانیه‌ پاسخی تقدیم کند که تضمین‌کننده‌ی درآمد و سودی سرشار باشد.
"افزایش سرعت اینترنت"، و "دسترسی آسان به مجموعه‌ی وسیعی از اطلاعات" عملاً رفتار کاربران اعم از "مدیران" و "اصحاب دانشگاهی" را در عصر کنونی تغییر داده است.
بخوبی می‌دانیم سیطره‌ی بلامنازع "اینترنت"، و "فضای مجازی" که "جهان واقعی" را کاملاً در تسخیر خود دارد، اجازه نمی‌دهد این مدیران، و حتی اصحاب دانشگاهی، انگشت اتهام "نادانی" را به انبوه اطلاعات موجود در سایتها وارد کنند. اما همین مدیران در برخورد با "مشاور" همان انتظاری را دارند که در کسری از ثانیه‌ از اینترنت داشتند.
این انتظار نیز ویژگی "عصر دیجیتالیسم" است که ضروری است با "صبوری" و "دانایی" در کنار زندگی حرفه‌ای با آن همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشیم. چراکه "عصر دیجیتالیسم" مدتها است در تمامی ارکان زندگی نفوذ کرده و الزامی است با شناسایی مؤلفه‌ها و ویژگیهای آن، فعالیتهای "تدریس"، "مشاوره"، و تحقیقات بازاریابی را پیش ببریم.
نمی‌توان به "مدیر" یا "دانشجوی بازاریابی" گفت که وظیفه‌ی اصلی "مشاور بازاریابی" این نیست که پاسخگوی سریع به موضوعات چند متغیری در آشفتگی و تلاطم بازارها باشد. وظیفه‌ی اصلی مشاور، طرح پرسشهای تأمل برانگیز برای سازمان – و نه پاسخهای دقیق – است؛ چراکه آنچه سازمانها را از حالت سکون و کرختی در شرایط رقابتی امروز بیرون می‌آورد، پرسشهای تأمل برانگیزی است که "مشاور" با تشخیص دقیق از "سازمان"، "جایگاه سازمان در بین رقبا"، توانمندی کارکنان و میزان هم‌افزایی آنها، آن را هوشمندانه طرح می‌کند تا "خرد جمعی سازمان + مشاور" در فعالیتی مشترک و پویا به آن پاسخ دهند.
با این نگاه، مجموعه‌ کتابهای "چهل‌گفتار" پدید آمد که برای "عصر دیجیتالیسم" سودمند است و تا حدودی مانع از گسترش ویروس "تنبلی فکری و روزمرّگی" خواهد شد.

نحوه‌ی شکل‌گیری مجموعه‌کتابهای "چهل‌‌گفتار"
من "معلم بازاریابی‌ام" و دانشجوی همیشگی بازار. زندگی و حرفه‌ام تدریس، مشاوره، و تحقیقات بازاریابی است.
از این رو در سر کلاس درس دانشجویانم، یا نزد مدیران به هنگام مشاوره، ویا به هنگام نوشتن پروپوزال تا جلسه‌ی پایانی ارائه‌ی گزارش نهایی، همواره در معرض "پرسشهای بازاریابی" قرار دارم. به برکت این گنجینه‌ی پرارزش که به رایگان از دانشجویان، مدیران، و علاقه‌مندان به بازاریابی دریافت می‌کنم، به رایگان نیز پاسخ پرسشها را در وبلاگم قرار می‌دهم که قابل مطالعه و در معرض دید است به نشانی اینترنتی www.dargi.ir. به تجربه دریافتم هم دانشجویان، و هم مدیران به هنگام داشتن پرسشی، کمتر تمایل دارند کتابی را از آغاز تا پایان بخوانند، یا پرحوصله به صاحبنظرانی مجرب مراجعه کنند تا با دریافت تجربه‌ی آنان، کوششی تازه را با مرارت آغاز کنند که به پاسخ پرسش خودشان بینجامد (ویژگی عصر دیجیتالیسم است که با "صبوری" و "دانایی" قابل تعدیل است).
مدیران می‌گویند وقتی کارتابل پر از نامه و چک است، چگونه می‌توانیم با خاطری آسوده، کتاب 200 صفحه‌ای بخوانیم؟! یا به سراغ صاحبنظر پرتجربه‌ای برویم که نمی‌دانیم تجربه‌هایش برای پاسخگویی به پرسش ما مناسب باشد؟! این مجموعه‌ی کتابها - چهل‌گفتار - قرار است در پرتو "دانشگاه علم و دانشگاه بازار" به سرعت پاسخگوی نیاز مدیران و علاقه‌مندانی باشد که اظهار می‌کنند فرصت کافی برای مطالعه‌ی عمیق در انبوه اشتغالات فراوان ندارند، اما انتظار دارند که یک کتاب 200 صفحه‌ای به تعداد زیادی از پرسشهای کسب‌و‌کاری آنان پاسخ دهد. با وجود این، مدیران خردورز و فکور می‌دانند در زمانهایی که هنوز کارتابل پر از نامه و چک نیست، آموزش را باید توشه‌ی راه کرد. زمانی که اندک مجالی در کسب‌وکار مهیا می‌شود، از تجربه‌ی صاحبنظران بهره‌مند شد تا به هنگام رویارویی با مسائل و معضلات کسب‌و‌کارها، از این پشتوانه‌ی غنی حداکثر استفاده را برد.
آنچه می‌خوانید پیش از این در وبلاگم قرار داشت که با نظمی تازه تقدیم تمامی علاقه‌مندان بویژه مدیران، دانشجویان بازاریابی، و اهالی بازاریابی می‌شود.

محتوای کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌و‌کار
"چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌و‌کار" حاوی 5 فصل و 40 گفتار است. این 5 فصل عبارتند از:
1) بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی
2) بالندگی ذهنی و ارتقای مهارتهای شخصی
3) تکنیکهای پایه‌ای و ارتقای مهارتهای شخصی
4) برندسازی و ارتقای مهارتهای شخصی
5) کارآفرینی و ارتقای مهارتهای شخصی
می‌توانید مطالعه را بدون درنظر گرفتن فصلها بخوانید. ضرورتی ندارد که از فصل نخست شروع کنید، و یا در هر فصل، هر گفتار را به صورت منظم بخوانید.
می‌توانید بنا به پرسشهایی که دارید، به فصل مربوطه مراجعه کنید. با وجود این، ترتیب فصلها قرار است در مسیری مشخص از آغاز تا پایان، در ساختاری منسجم، در خدمت شما باشد. اگر بپرسید برای ارتقای مهارتهای شخصی، به چه بینش یا بینشهایی نیاز دارید، پاسخ این پرسش را در فصل نخست این کتاب بخوانید.

فصل اول: بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی
فصل نخست حاوی 8 گفتار است تا راهنمای پیشرفت شخصی‌مان باشد. اگر اهدافی به بلندای قله‌ی اورست دارید، این گفتارها را بخوانید.
برای "حرفه‌ای شدن" و "دستیابی به این اهداف" به نقشه‌ی راه نیاز داریم. در دومین گفتار این فصل، این نقشه‌ی راه تقدیم شما است.
بدون تردید هر انسانی دارای یک "الگوی قهرمان" است که در اعماق ذهن خود با آن زندگی می‌کند. گاه به آن نزدیک می‌شود، و گاه کیلومترها از آن فاصله می‌گیرد. می‌دانید چرا؟ چون باید "هزینه‌ی قهرمان شدن" را بپردازد که عبارت است از: پذیرش مسئولیتها، پرورش قابلیتها، و آمادگی برای جذب مهارتها.
در کمال تعجب، همراه این "الگوی قهرمان" باید بتوانیم با جسارت و بی‌پروایی "مدیریت نادان درونتان" را جدی بگیریم. سومین گفتار این فصل به مدیریت این دو می‌پردازد: "مدیریت الگوی قهرمان درون"، و "مدیریت نادان درون".
چنین دستاوردی به ما نوید می‌دهد که "آینده‌سازی" و "آینده‌سوزی" در دستان خودمان است. هر کدام را ‌بپسندیم، نصیبمان خواهد شد. کافی است بدانیم "آینده‌سوزی" ما را چه کسی رقم خواهد زد تا از آن بگریزیم یا جانانه به مقابله‌ی آن بپردازیم. در‌این‌باره توصیه‌های متنوعی ارائه شده است.
اگر تصمیم داریم مدیری آینده‌ساز باشیم، بهتر است از راههایی آگاه شویم که به ما انگیزه می‌دهد. این راهها کدامند و چگونه ما را برای "ساختن آینده" ترغیب خواهند کرد؟ پاسخ این دو پرسش را در گفتار پنجم می‌خوانیم.
"انگیزه‌ها" نیاز به "جوش درونی" و "پالایش" دارند تا ژرفایی و غنا داشته باشند. ازاین‌رو، به عنوان مدیر لازم است به "بینشی خلاق" دست یابیم.
در گفتار ششم با "یونگ"، روانپزشک، و روانشناس سوئیسی آشنا خواهیم شد که بینش خلاق را متفکران جهانی، مرهون اویند. ویژگیهای این بینش تعریف شده، و برای دستیابی به آن کافی است سه دستورالعمل یونگ را اجرا کنیم.
در همین فصل و گفتار هفتم، می‌آموزیم چگونه با "ایده‌هایمان قدم بزنیم" و در نهایت بتوانیم رهبر درون خود را پرورش دهیم، (گفتار 8).

فصل دوم: بالندگی ذهنی و ارتقای مهارتهای شخصی
فصل دوم حاوی 3 گفتار است:
1) آشنایی با تکنیک مغزنگاری؛ چگونه نقشه‌ی ذهن خود را ترسیم کنیم
2) بالندگی ذهنی و ارتقای مغز
3) پرورش یک ذهن آشفته و فهرست بازبینی بهبود تمرکز
فصل دوم با همین 3 گفتار مؤجز قرار است راهنمای ما برای "پرورش ذهن و بالندگی مغز" ما باشد. دستورالعملها ساده و فراوانند. کافی است کار را از جایی آغاز کنیم. درمی‌یابیم مغز با ظرفیت شگفت‌آورش به کمکمان می‌آید.

فصل سوم: تکنیکهای پایه‌ای و ارتقای مهارتهای شخصی
در این فصل، با تکنیکهای پایه‌ای سروکار داریم تا ما را به اهدافی بزرگ برسانند. گو آنکه در زاویه‌ی پنهان و آشکار این تکنیکهای پایه‌ای، با موجی از بینشهای خلاق روبه‌روییم.
در فصل سوم که با گفتار 12 آغاز می‌شود؛ با مجموعه‌ی فراوانی از فهرستهای بازبینی روبه‌رویید که به "چک لیست" معروفند. وقتی از "هوش فرهنگی" در این فصل صحبت می‌شود، به جای تعاریف و توضیحات، با پرسشنامه و "تست" به سراغتان آمده‌ایم.
به حکم آنکه آدمی همواره در افراط و تفریط است، در همین فصل یعنی گفتار 22 با اختلالی آشنا می‌شویم به نام "کارشیفتگی". برای رهایی از آن بهتر است ویژگیهای این اختلال را بشناسیم تا در "اوج پیشرفت" و "هوش فرهنگی"، خودمان را از یاد نبریم.
در همین ارتباط از "مدیریت و برنامه‌ریزی ژاپنی" آگاه خواهیم شد تا به برقراری تعادل و توازن در "کار" و "زندگی" دست یابیم.
آخرین گفتار این فصل (گفتار 26) برای برخی مدیران اندکی "برخورنده" است؛ "مهارتهای پایه‌ای برای درخشش در مصاحبه‌های شغلی".
شاید مدیری تصور کند چه نیازی به این مهارت داریم؟ عجول نباشیم. "عجله" و "شتاب" ویژگی دیگری است از "عصر دیجیتالیسم".
تصور کنید کسب‌و‌کارمان به هر دلیلی تغییر پیدا کرده است. ناگریزیم در جایی دیگر به "استخدام" خود فکر کنیم. آیا می‌توانیم به مهارتهای خود ببالیم؟
پیش فرض دوم / تصور کنیم همه چیز روبه‌راه است. همچنان در کسب‌و‌کارمان مدیر هستیم، و تمامی امور به فرمان ما اجرا می‌شود. به عنوان یک ناظر خارجی، "فرد بیرونی"، یا "سوم شخص" یا "فرد غریبه"، منصفانه به ارزیابی خودمان بپردازیم. آیا همین اکنون به خود اجازه می‌دهیم تا سکان مدیریت را در دست گیریم یا نیازمند مهارتهای تازه‌ای هستیم و به بینشهای تازه‌ای نیاز داریم. در این صورت وقت داریم. حداقل می‌توانیم فصل نخست را با 8 گفتار آن در همین کتاب بخوانیم.

فصل چهارم: برندسازی و ارتقای مهارتهای شخصی
تمام مساعی ما برای افزایش دانش، بینش، و مهارت در یک واژه به نام "برند" نهفته است. اکنون در این فصل می‌خوانیم چگونه برند خود را بسازید، چگونه برند خود را تعریف کنید، چگونه برند خود را متر کنید، و...
7 گفتار را در فصل چهارم می‌خوانیم. در این فصل به رغم تکنیکهای برندسازی، تکنیکهایی برای خودارتقایی برند، راهکارهایی برای معماری برند شخصی آمده است، همچنین با "ست‌گودین"، متفکر بازاریابی آشنا می‌شویم.
ست‌گودین، دانشمندی تمام‌عیار، و در عین حال سخنرانی جنجالی است که برای "برندسازی"، روشی کاملاً متفاوت با سایر بزرگان بازاریابی دارد. اگر دوست دارید بیشتر او را بشناسید، گفتار 32 این فصل را بخوانید. در صورت تمایل، فیلمی را مشاهده کنید که همکارانم از سخنرانی "ست‌گودین" آماده کرده‌اند که به زبان انگلیسی است با زیرنویس فارسی (آن فیلم را می‌توانید از فروشگاه انتشارات بازاریابی تهیه کنید).
در این فیلم، در کمال تعجب می‌بینیم این دانشمند جهانی با جورابهای کاملاً لنگه به لنگه در صحنه ظاهر می‌شود تا به مدیران یاد دهد چگونه می‌توانند در دنیای پر از برند، برند خود را از میان "انبوه پیامها" متمایز سازند. به همین دلیل است که او کتابی دارد به نام "گاو بنفش" و می‌تواند راز "برند شدن" را به آسانی بگوید.

فصل 5: کارآفرینی و ارتقای مهارتهای شخصی
فصل پنجم حاوی 7 گفتار است؛ یعنی گفتار 34 تا گفتار 40. این فصل قرار است خروجی تمام کتاب باشد البته برای دو گروه:
الف) کارآفرینان جوان
ب) کارآفرینانی که به رغم داشتن سن و سال بالا، همچنان جوانند و جویای "نام".
هر دو گروه، سری پرشور دارند و در پی "طرحی نو" هستند. ویژگیهایی نظیر "پرانرژی بودن"، "جسور بودن"، "قدرت ریسک بالا"، الاکلنگی زندگی کردن به گونه‌ای که پای در زمین دارند اما به "آسمان" می‌اندیشند، بخشی از ویژگیهای این گروه است.
این فصل برای هر دو گروه مفید است. به علاوه اگر مدیرانی دوست دارند در آینده، فرزندانی کارآفرین پرورش دهند، گفتار 38 برای آنان است. گفتار "کارآفرینان جوان بخوانند" همچنان برای گروه کارآفرینانی است که به لحاظ سنی جوان نیستند، ولی همچنان علاقه‌مندند خود را در دریای موّاج کسب‌و‌کارهای تازه به مخاطره‌ی تازه بیندازند.
و در نهایت چهلمین گفتار یعنی فصل پایانی عنوان ساده‌ای دارد: چه کسانی را استخدام کنید؟ علاقه‌مندم تکرار کنم جوانانی که در پی کارآفرینی هستند باید بدانند چه کسانی می‌توانند در آغاز کار، آنان را به هدفهای قله‌ی اورستی برسانند. در غیر این صورت، جالب است بدانید آنانکه بارها کسب‌و‌کاری به راه انداخته‌اند، برای کارآفرینی تازه، همچنان همان لغزشهایی را دارند که "جوانان تازه‌کار" دارند. دلیل: کارآفرینان بدون توجه به سن و سال آنچنان مقهور و مفتون هدفهای قله‌ی اورستی هستند که بروز این خطاها، برای خودشان عادی است و دیگران را متعجب می‌کند.

اولین نفر از تازه های انتشارات بازاریابی باخبر شوید !